على محمدى خراسانى

95

شرح مكاسب (فارسى)

ما مىپرسيم : منظور شما از اين صيغهء مخصوصه چيست ؟ اگر منظور خصوص صيغهء بعت باشد ، خواهيم گفت : تعريف شما دورى است ، زيرا در مقام تعريف بيع كه مادّه و مصدر بعت است از بعت كه هيئت و مادّه دارد استفاده كرديد و معناى كلام شما اينست كه : بيع نقل به بعت است . و ما هنوز مادّهء بعت را نشناخته‌ايم ، و اين دور است چون شناخت بعت بر بيع توقف دارد و در تعريف شما شناخت بيع هم بر بعت متوقّف شده است ، و هذا دور . و اگر منظورتان اعمّ از بعت و ملكتّ و نقلت و اعطيت و . . . باشد ، خواهيم گفت : پس بالصيغة المخصوصه نشد و حق اين بود كه به مجرّد تمليك و نقل اكتفا كرده و مىفرموديد : بيع همان نقل العين به ديگرى يا تمليك العين است و آوردن بالصيغة المخصوصه لغو و عبث است . [ البته ممكن است بگوئيم : اين اختصاص و مخصوصه بودن در كلام محقّق ، اختصاص و حصر اضافى است يعنى منظور بعت و ملكتّ و . . . است در مقابل وهبت ، صالحت ، آجرت و . . . و اين اشكال كه آوردن صيغهء مخصوصهء لغو است ، ديگر وارد نخواهد بود . ] 4 - قوله : فالاولى : پس از نقّادى تعاريف قبلى ، بهترين تعريفى كه مرحوم شيخ براى بيع اختيار كرده‌اند ، اينست : « انشاء تمليك عين بمال » از آنجا كه اين تعريف مهمّ است ، مقدارى به تجزيه و تحليل آن پرداخته و جنس و فصل آن را بيان مىكنيم : چهار كلمه در اين تعريف وجود دارد كه هركدام اشاره به مطلب يا مطالبى است : امّا لفظ انشاء : نكاتى كه در اين رابطه قابل طرح مىباشند ، عبارتند از : 1 - انشاء در مقابل اخبار است ، اخبار عبارتست از تقرير و تثبيت و حكايت از مطلبى كه در زمان ماضى واقع شده يا در زمان حاضر در حال وقوع است يا در